السلمي ( مترجم : حسيني )

37

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

آرزوى ديدار يار مهم‌ترين خواسته ريحانه است . شاعر در شعرى خطاب به حق او را عزيز و مراد خود مىداند ، آن كه اشتياقش به او فراوان است . بهشت مطلب و مطلوب او نيست ، بلكه از او فقط خود او را مىطلبد . ريحانه حق را حبيب و محبوبى مىخواند كه محب عاشق در هجرانش در سوز و گداز است . وى در شعرش از شيفتگى بىنهايت خود مىگويد كه موجب بىخوابى و لاغرى و ضعف وى شده است . از توصيه‌هاى وى كه از شعرش دريافت مىشود ، عادت دادن نفس به بىخوابى و عبادت شبانه و ترك خواب و رؤياست . ريحانه دلبسته دنيا را مذمت ، و عاشقان حق و قاريان قرآن را ستايش مىكند . واژه‌هاى حب و محب و حبيب در شعر وى فراوان است . وى از عارفانى است كه حديث حب الهى گفته است ، اما معتقد است كه اين عشق جز با رنج و تلاش فراوان حاصل نمىشود . ابن جوزى از قول احمد بن ابى الحوارى همسر « رابعه بنت اسماعيل » يا رابعه شاميه ابياتى را نقل مىكند . احمد بن الحوارى گفت كه رابعه را احوال مختلفى بود . گاهى حب بر او غلبه مىكرد و گاهى انس و گاهى خوف . در حالت حب شنيدم كه مىگفت : حبيب ليس يعد له حبيب * و ما لسواه فى قلبى نصيب حبيب غاب عن بصرى و شخصى * و لكن عن فؤادى لا يغيب " او دوستى است كه هيچ دوست ديگرى با او برابرى نمىكند . و در قلب من براى جز او نصيب و بهره‌اى نيست . او محبوبى است كه در برابر چشمانم نيست اما هيچ‌گاه از قلبم دور نشده است . " ( ابن جوزى ، همان ، ج 2 / 212 )